دیدگاه‌ها

روایت براده ها

 

دیدگاه‌ها

حضرت امام خامنه­ ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی:

توقع من از شما این است که مسئله فرهنگ را جدی بگیرید، صف آرایی فرهنگی در برابر دشمن را جدی بگیرید. این وظیفه ماست. این آن چیزی است که من حاضرم در راهش کشته شوم.

 

معرفی اجمالی موسسه اسلامی سالکان تمدن ساز:

موسسه اسلامی سالکان تمدن ساز به عنوان یک تشکل دینی، فرهنگی و اجتماعی در راستای حفظ و گسترش ارزش های اسلام و انقلاب، و تحقق بخشیدن به زندگی همه جانبه ایمانی اسلامی، پا به عرصه جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی نهاده است. لزوم کار تشکیلاتی، قانونمند، منظم و جهادگونه بر کسی پوشیده نیست و موسسه اسلامی سالکان تمدن ساز چنین زعمی دارد.

در بندهایی از اساسنامه موسسه اسلامی سالکان تمدن ساز می‌خوانیم:

" ضرورت حداکثرسازی کمی و کیفی زندگی ایمانی در بعد فردی و اجتماعی مبنای موسسه و تحقق حداکثری کمی و کیفی زندگی ایمانی در بعد فردی و اجتماعی هدف موسسه می‌باشد.

شعار اصلی و نماد هویتی موسسه عبارت است از: انتم الاعلون ان کنتم مومنین - زندگی ایمانی زندگی برتر "…

 مبانی و شالوده فکری موسسه در اساسنامه آن تجلی یافته است.این اساسنامه که حاصل بیش از 2000 نفر ساعت مطالعه و بحث است، در 31 ماده تدوین شده که ماده 11 آن یعنی مبانی، اهداف و راهبردها به تنهایی 142 بند معرفتی را داراست

موسسه اسلامی سالکان تمدن ساز امید دارد تا با تکیه بر فضل الهی و با تمسک جستن از ائمه هداه (علیهم السلام) و عمل نمودن به منویات حضرت امام خامنه ای (حفظه الله) و با پیمودن مسیر در راه امام خمینی (ره) نقش خود را در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در مسیر سیر به سوی تمدن نوین اسلامی ایفا نماید.

هفت شعبه خواهران و برادران در پنج شهر قم، خرمدشت، هیدج، خرمدره و ابهر، بیش از 300 عضو برادر و خواهر (که حدود 50 عضو طلبه در سطوح مختلف میباشند) ، چهار کارگاه آموزشی، چند طرح هنری در حال انجام، جلسات انس با قرآن کریم و جلسات هیئت (که در شعب هر دو هفته یکبار برگزار می‌شوند) تنها گوشه ای از فعالیتهای جاری موسسه می‌باشد.

فصل مبانی و دیدگاه های اساسنامه موسسه اسلامی سالکان تمدن ساز در ادامه ارائه گردیده است:

دانلود فصل مبانی و دیدگاههای اساسنامه موسسه اسلامی سالکان تمدن ساز

 

بند 1

شعار اصلی و نماد هویتی موسسه عبارت است از: انتم الاعلون ان کنتم مومنین - زندگی ایمانی زندگی برتر

بند 2

ضرورت حداکثرسازی کمی و کیفی زندگی ایمانی در بعد فردی و اجتماعی مبنای موسسه و تحقق حداکثری کمی و کیفی زندگی ایمانی در بعد فردی و اجتماعی هدف موسسه می‌باشد.

بند 3

زندگی یعنی حرکت فکری، روحی و رفتاری برای رسیدن به یک هدف و زندگی ایمانی یعنی حاکمیت ایمان اسلامی در همه حوزه‌های متکثر فردی و اجتماعی زندگی انسان؛ که در آن، ایمان اسلامی محور زندگی و کانون شکل‌دهی و جهت‌دهی همه لایه‌های آن است.

بند 4

ایمان اسلامی گرایش دل و باور قلب نسبت به توحید، نبوت و معاد؛ پس از شناخت آنها و همراه با التزام عملی به لوازمشان ‌می‌باشد

بند 5

ایمان اسلامی، مرکز و محور همه معارف اسلامی است.

بند 6

ایمان اسلامی، ریشه ارزش اخلاقی، اساسی‌ترین عنصر سازنده شخصیت فردی و زندگی جمعی در ابعاد جهانی و تاریخی، و عامل نجات و سعادت دنیوی و اخروی می‌باشد.

بند 7

نقطه شروع زندگی ایمانی به عنوان حداقل حیاتی، اصل ایمان؛ نقطه تعادل آن به عنوان حداقل مطلوب، جریان بخشیدن ایمان در همه ابعاد زندگی؛ و نقطه کمال آن به عنوان حداکثر مطلوب، تعالی بخشیدن به ایمان و دستیابی به حداکثری از تقرب الهی و عبودیت الله می‌باشد.

بند 8

فقدان زندگی ایمانی و عدم اهتمام به آن مشکل اساسی بشریت و مسلمین است.

بند 9

در زندگی ایمانی، شکست و بن‌بست بی‌معناست. تحقق همه وعده‌های الهی در گروِ تحقق زندگی ایمانی است.

بند 10

زندگی ایمانی، سبک و مدلی عقلانی، کارآمد و برتر نسبت به سایر سبک‌ها و مدل‌های زندگی است.

بند 11

در مقابل زندگی ایمانی، ‌زندگی بحرانی قرار دارد که کفر در تمام یا بخشی از آن، حاکم است. این سبک زندگی، پست و شقاوت‌آفرین می‌باشد.

بند 12

راه دستیابی به زندگی ایمانی، شناخت و عمل به اسلام است. رعایت متد فقاهتی در استنباط معارف و احکام اسلام و تکیه به اجتهادِ علمای ربانی در شناخت و عمل به اسلام، اصلی خدشه‌ناپذیر است.

بند 13

از نگاه اسلام، تقوا معیار ارزش اخلاقی و به معنای صیانت ذات در جاذبه الهی ‌می‌باشد. اقامه تقوای فردی و جمعی حیاتی بوده و اقامه‌کنندگان آن، جز متقیان نمی‌توانند باشند.

بند 14

اسلام دین خاتم و تنها برنامه جامع، کامل و کارآمد برای نجات و سعادت دنیوی و اخروی بشریت است.

بند 15

اسلام دین توحید است و توحید الفبای دین و چکیده آن؛ و به دلیل محوریت آن در نظام عقیدتی و ارزشی اسلام است که همه پایه‌های دین، بر آن قرار گرفته است.

بند 16

توحید نظری یعنی یگانگی خدا در وجود، ذات، صفات و افعال؛ و توحید عملی یعنی رهایی انسان از عبودیت و اطاعت و تسلیم در برابر هر چیز و هر کس جز خدا.

بند 17

براساس نگرش توحیدی همه آفرینش کاروانی است که به سمت یک مقصد حرکت می‌کند، و آن مقصد خداست.

بند 18

خدا، کمال مطلق و موجود بی‌همتای هستی است که برای وجود، زیبایی و عظمتش و نیز حیات، قدرت و علمش، نهایتی متصور نیست.

بند 19

خداوند‌، یگانه آرمان نفس بی‌نهایت‌طلب انسان است. خداوند متعال همه آفرینش را به عنوان آیه‌ای از خود و برای انسان، و انسان را با روحی مجرد و جسمی مادی آفرید.

بند 20

انسان گوهر بی‌همتای آفرینش است که با اختیار خود بار امانتی بزرگ را به دوش گرفته، باید به سرمنزل مقصود برساند. بدین جهت و در مکانیزمی پیچیده و حیرت‌آور، در سیری نزولی به عالم ماده پا نهاده و با سیری صعودی از عالم ماده خواهد رفت. انسان در میان این نزول و صعود، با وجود بهره‌مندی از کرامت اعطایی، ملکف به سیر از نقص طبیعی به سوی کرامت و تکامل اکتسابی است،‌ که تنها در دنیا و با دستیابی به تقرب الهی و عبودیت الله تحقق‌یافتنی می‌باشد.

بند 21

زندگی حقیقی انسان در عالم آخرت بوده و دنیا همچون مسافرخانه‌ای موقت و مزرعه‌ای است که باید توشه زندگی حقیقی را در آن، فراهم آورد. قيامت محل لمس توحيد و عظمت بی‌انتهاي خداوند است.

بند 22

انسان هنگام خروج از عالم دنیا، با یکی از دو عاقبت مواجه است، یا با اختیار خود تکامل و تقرب یافته و سعادتمند می‌شود؛ و یا با سوء اختیار خود ضایع گردیده و شقی می‌گردد. انسان مومن بر پايه توجه به خدا و تكيه بر ابديت زندگي مي‌كند و انسان كافر بر پايه خواهش‌هاي نفساني و زندگي موقت دنيا.

بند 23

سیر اختیاری انسان از مسیر تنظیم روابط فکری و معرفتی، روحی و روانی، ‌و عملی و رفتاری با خدا،‌ خود، سایر انسان‌ها و نیز عوالم مادی و غیرمادی می‌گذرد. تنظیم روابط انسان نیازمند برنامه‌ای است که به دلیل کثرت و پیچیدگی آن روابط، جز با اتکا توامان به عقل و وحی امکان‌پذیر نیست.

بند 24

برنامه نهایی تنظیم روابط انسان، در کامل‌ترین و جامع‌ترین شکل خود در قالب دین اسلام و به وسیله حضرت رسول الله الاعظم6، ‌از سوی خداوند متعال به بشریت ارائه گردیده است.

بند 25

حضرت رسول الله6، بنده اعظم خدا، خاتم الانبیاء، رحمه للعالمین، برخوردار از خلق عظیم و اسوه‌ای نیکو برای همه بشریت است. او بر هدایت همه بندگان، حریص و خود را به رنج انداخته و نسبت به مومنین، رئوف و رحیم می‌باشد.

بند 26

اهل بیت حضرت رسول الله:، معصوم و مطهر بوده؛ مودتشان اجر رسالت و مسیر الی الله می باشد. آنها، کشتی نجاتند و همراهی و تبعیت از ایشان، یگانه راه دستیابی به تکامل و تقرب الهی است.

بند 27

ولایت تکوینی و تشریعی، از آنِ خدا و رسول اعظم6 او و نیز ائمه اثنی‌عشر:است؛ و غدیر تجلی‌گاه آن در وجود حضرت علی امیرالمومنین7و اولاد معصومش:.

بند 28

ولایت به معنای سرپرستی امام بر امت، اتصال و پیوستگی مومنین با یکدیگر حول محور ولی و نیز گسستگی از غیرمومنین می‌باشد. ولایت ترجمان توحید است.

بند 29

امامت خلافت خداوند، اتمام نعمت و اکمال دین و امام، انسان کامل، واسطه فیض،‌ اقامه‌کننده دین، ستون فقرات جامعه، مرزبان اسلام و یگانه عصر خود است. او رفیقی امین، پدری دلسوز و خیر‌خواه، برادری مهربان و پناهگاهی برای همه بندگان بوده و قلب او، مرکز توحید است.

بند 30

حضرت امیرالمومنین علی7،‌ یگانه وصی و جانشین بلافصل حضرت رسول‌الله6، قرآن ناطق، عدل مطلق، بزرگترین نشانه خدا و معجزه بزرگ الهی بوده و ولایت و امامتش، امتداد نبوت و حاکمیت الله می‌باشد.

بند 31

حضرت فاطمه زهرا 3، پاره‌ای از وجود حضرت رسول‌الله6، عِدل و همتای حضرت علی7، حجت خدا و اسوه‌ای نیکو برای فرزندان معصومش است. او شب قدر آفرینش، کوثر الهی، محدثه، بزرگ مدافع ولایت، سند حقانیت شیعه و معمای ناگشوده ذهن و معارف بشری است.

بند 32

قرآن تجلی الله برای مخلوقات در کلام خودش می‌باشد. کتابی سراسر هدایت و رحمت و نور و کلامی بی‌همتا که شفای مومنین است و حجتی بر کافران. مهجوریت این کتابِ همواره تازه و مصحف ذو بطون، شکایت حضرت رسول‌الله6و سبقت دیگران در عمل به آن، فریاد علی7را موجب گشته است.

بند 33

قرآن و امام، هادی و راهبرِ نظری و عملی‌اند که هدفشان ارائه معادلات حرکت انسان به سوی خداست. تنها راه نجات و سعادت بشریت و مسلمین، بازگشت به قرآن و پذیرش رهبری امام معصوم می‌باشد.

بند 34

حضرت اباعبدالله الحسین7، سیدالشهداء، چراغ هدایت، سریع‌ترین کشتی نجات و تمسک به او سودمندترین توسل‌ها در سیر و سلوک است. انبیاء و اولیاء مدیون اویند. خون حسین7، اشک ابدی و قتلش حراراتی سردناشدنی در دل‌های مومنین آفریده است.

بند 35

نهضت و قیام حسین7 ناجی اسلام و ضامن بقای آن و ارائه خونین دوباره دین است. ارمغان عاشورای حسین7، غلبه خون بر شمشیر، فدا کردن عزیزترین جان‌ها برای ارزش‌های اسلامی و فرهنگ شهادت‌طلبی به عنوان رمز شکست‌ناپذیری است. نهضت عاشورا، پیش از آنکه حسینی7 باشد، حسنی7 است.

بند 36

آخرین ولی خدا، حضرت مهدیِ موعودِ غائب از نظر7، قطب عالم امکان، منجی نهایی بشریت، مصلح کل، نور چشم انبیاء و اولیاء، بقیه الله الاعظم، و طاووس اهل بهشت است. همو که با بقاءش، حیات آفرینش استمرار داشته و به یمن وجودش، اهل عالم روزی داده می‌شوند.

بند 37

پایان تاریخ و گشایش بشریت، ظهور مدینه فاضله و آرمان‌شهر مهدوی است که در آن، تمدن جهانی اسلام براساس حرکت به سوی خدا و با حاکمیت حکومت جهانی به امامت حضرت مهدی 7، تحقق خواهد یافت.

بند 38

رفع ظلم در همه اشکال و تحقق عدالت، هدف حداقلی است که بسترساز جریان و تعالی بخشیدن به ایمان و عبودیت الله در تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی در مقیاس جهانی به عنوان هدف حداکثری انقلاب مهدوی7 می‌باشد.

بند 39

انتظار فرج و ظهور، برترین اعمال و رمز امید حتمی و بی‌پایان به سرانجام نیکوی بشریت است. فرهنگ انتظار، ترک قیام و جهاد در راه خدا نیست؛ بلکه قانع نشدن به وضع موجود و مهیا نمودن خود و جامعه برای تحقق تمدن عظیم اسلامی با ظرفیت‌سازی فردی و اجتماعی برای تحمل عدل مهدوی و جذب کمالات مهدوی می‌باشد.

بند 40

تمام حرکت بشریت در سایه تعالیم انبیاء و اولیاء: در طول قرون متمادیِ قبل از ظهور، حرکت در راه‌های فرعیِ پرآسیب و دشوار می‌باشد و ظهور، آغاز حرکت بشریت در بزرگراه مستقیم و آسان، و طلیعه زندگی حقیقی بشر در دنیاست.

بند 41

ولایت فقیه، همان ولایت رسول‌الله 6، استمرار و امتداد ولایت معصومین:، از مسلمات معارف شیعه؛ و اطاعت از ولایت فقیه شرعاً و عقلاً واجب و نپذیرفتن امر او، شرک به خدا و تکذیب آن، تکذیب اسلام و ائمه:می‌باشد.

بند 42

حضرت امام خمینی 1، بزرگ احیاگر نظریه ولایت فقیه بود که آن را تحقق عینی و عملی بخشید.

بند 43

حضرت امام خامنه‌ای (مد ظله العالی)، خلف صالح حضرت روح‌الله و یگانه مصداق اتم و اکمل ولی فقیه، در حال حاضر می‌باشند.

بند 44

بعثت حضرت رسول الله6، برای اتمام مکارم اخلاق بود. اخلاق اسلامی با ابعاد سه‌گانه اخلاق الهی و معنویت، اخلاق فردی و اخلاق اجتماعی،‌ عاملی است که خودسازی، تهذیب و تزکیه را عینیت می‌بخشد. اخلاق اسلامی به منزله روح اسلام بوده و بسان خون در تمام اجزاء و رگ‌های اسلام جریان دارد.

بند 45

پیراستگی از تمام رذائل اخلاقی، آراستگی به تمام صفات وارسته انسانی و تخلق به فضائل و ملکات اخلاقی، در انقطاع کامل الی الله، نهفته است.

بند 46

نیت روح ارزش اخلاقی و اخلاص جانِ عمل، رمز پذیرش اعمال، سرِّ سلوک الی الله و منشا برکات بی‌انتها در دنیا و آخرت می‌باشد.

بند 47

نفس، دشمن‌ترین دشمنان، دنیا متعلق آن و متاعی ناچیز و حب آن، راس همه خطاها و شیطان و ابلیس، دشمنی مساعد و دعوتگری وسوسه‌کننده است که در عین ضعف، باید جدی گرفته شود.

بند 48

مبارزه با غفلت، جهل، هوای نفس و ضعف اراده، انسان را در مسیر سازندگی اخلاقی و زندگی ایمانی قرار داده؛ تا مقصد، به پیش می‌برد.

بند 49

توکل و توسل، نیز تدبیر و تلاش، توام با هم، باید در متن زندگی حاضر باشند.

بند 50

دعا،‌ به عنوان یکی از شکوهمندترین قوانین هستی، مغز و مخِّ عبادت و منبع جوشان معنویت و اخلاق بوده و ادعیه ماثوره، قرآن صاعد می‌باشند.

بند 51

التزام عملی به همه احکام کوچک و بزرگ فقهی و پایبندی به شریعت اسلامی، دارای نقشی بی‌بدیل در مسیر تکامل و تقرب الی‌الله است.

بند 52

نماز برترین نهاد دین و رکن اصلی اسلام، معراج مومن، بازدارنده از فحشاء و منکر، مظهر کامل پرستش، مصداق اعم ذکر و معبر اصلی برای سیر و سلوک است. انسان همواره به نماز محتاج است و در عرصه‌های خطر محتاج‌تر. اقامه نماز، نخستین ثمره و نشانه حکومت صالحان بوده و به دلیل کوتاهی‌ها، ضرورتی مضاعف یافته است.

بند 53

دستیابی به عرفان اسلامی، تنها از مسیر تخلق به اخلاق اسلامی و تعبد به احکام اسلامی می‌گذرد.

بند 54

ازدواج که پیوند دلها و جانها و سرنوشت‌هاست، از اسرار الهی، آیه‌ای از آیات خداوند، امری مبارک و رویگردانی از آن نارواست.

بند 55

خانواده هسته بی‌همتای اجتماع و سلول اصلی پیکر جامعه،‌ یگانه کانون آرامش و طمانینه، محل تکامل و انس، فرصتی برای تجدید قوا در زندگی سراسر مبارزه، و تنها محیط امن برای تربیت انسان می‌باشد. سلامت فرد و اجتماع در گرو سلامت خانواده است.

بند 56

تنها رمز بقاء و استحکام خانواده، همراه با تعادل و تکامل، تخلق به اخلاق اسلامی و تقید به احکام اسلامی است.

بند 57

زن همواره در طول تاریخ مورد تحقیر، توهین و سوء استفاده قرار گرفته است. روزگاری با زور و اجبار و روزگاری به نام آزادی و برابری. انبیاء و دین مقدس اسلام، یگانه منجی زن مظلوم و پایمال‌شده،‌ از چنگال جاهلیت قدیم و جاهلیت مدرن بوده‌اند. ظلم به زن، ظلم به گوهری شریف و لطیف است که نتیجه آن، نابودی اساس خانواده و در پی آن، انهدام بنیان جامعه و بشریت می‌باشد. ظلم مضاعف و نابودکننده به زن، از سوی فیمینیسم و تمدن غرب، به رسمیت نشناختن هویت زنانه اوست. غرب برای بهره‌کشی و بردگیِ نامحسوس و فریبکارانه جنسی و اقتصادی، زنِ خوب را،‌ زن کامل نمی‌داند؛ بلکه مرد کامل به حساب می‌آورد.

بند 58

از نگاه اسلام، زن ریحانه آفرینش و محصول دست هنرمند آفریدگار جمیل و پروردگار حیکم است و به دلیل آنکه، روح تمام حقیقت انسان و جنسیت امری جسمانی و مادی است، زن در انسانیت،‌ ارزش‌ها و ضدارزش‌ها،‌ قابلیت تکامل و دستیابی به مقامات انسانی، اخلاقی و معنوی، همتا و مساوی با مرد و به مقتضای طبع دنیویِ جسمِ مونث و نیز برخی ویژگی‌های روانی ناشی از تعلق روحِ مجرد به جسمِ مونث، در برخی از احکام متفاوت با مرد می‌باشد.

بند 59

زن می‌تواند و باید در صحنه‌های گوناگون زندگی اجتماعی از جمله علم، پژوهش، فعالیت‌های دینی، تبلیغی، فرهنگی، سیاسی، مدیریتی، اقتصادی‌‌‌‌ و ... که جز موارد اضطراری، در مغایرت اساسی با طبع مورد نیاز و حیاتیِ زنانه او ندارد، پیشرفت کند. البته به دلیل عجز ذاتی مرد، همواره مسئولیت‌های خطیر و سرنوشت‌سازِ حفظ خانواده، شوهرداری و مادری، اولویتی ممتاز و خدشه ناپذیر برای زن، می‌باشد.

بند 60

حجاب و پوشش اسلامی حق و تکلیفی برای زن و مرد و با توجه به تفاوت‌های میان آن دو، با مصادیق و قالب‌هایی متناسب با هریک، حافظ کرامت انسانی آنها و در خدمت کرامت و تکامل اکتسابی ایشان می‌باشد.

بند 61

حفظ تعادل خانواده و تعالی‌بخشی به آن، ضروری و در این بین تربیت اسلامی فرزندان از مهمترین مسئولیت‌های کمتر ایفاءشده و محتاجِ معرفت و مهارتِ والدین و در ادامه جامعه اسلامی است.

بند 62

اسلام دینِ دنیا و آخرت،‌ فرد و اجتماع، فرهنگ و سیاست، و حکومت و اقتصاد است و تئوری فاسد و مفسدِ " جدایی دین از سیاست، اجتماع و دنیا" تدبیر شیاطین و دشمنان حق و حقیقت می‌باشد.

بند 63

حکومت اسلامی با پی‌گیری هدف حداقلی قسط اسلامی و هدف حداکثری تکامل و تقرب الهی، کارخانه انسان‌سازی و تکامل‌آفرینی است.

بند 64

انقلاب اسلامی در ایران به رهبری بزرگ انقلابی دوران، حضرت امام خمینی (ره) و همراهی و تبعیت مردم بزرگ ایران، قیامی الهی مردمی بود که در مقابل مستکبران عالم و برای نجات مستضعفین جهان،‌ با تکیه به الله و برنامه اسلام، اعجاز‌گونه نقطه عطفی در تاریخ بشریت آفرید. این انقلاب محصول یک تاریخ مجاهدت و شهادت حق‌طلبان مومن و زمینه‌ساز انقلاب نهایی حضرت مهدی موعود(ع) می‌باشد. صدور انقلاب ضروری و به معنای انتقال فرهنگ انقلاب اسلامی به عنوان فرهنگی برتر و با استفاده از ابزارهای عمدتاً فرهنگی به ملت‌های مسلمان و مستضعفان آزاده جهان می‌باشد.

بند 65

نظام جمهوری اسلامی ایران، محصول انقلاب اسلامی و حفظ آن از اوجب واجبات است.

بند 66

ولایت فقیه ستون فقرات انقلاب و نظام اسلامی، نظریه‌ای مترقی و پیش‌تاز در عرصه حکومت‌داری، مانع دیکتاتوری و حافظ منافع و مصالح امت در مقابل مستکبران و زورگویان می‌باشد. امر او برای همه مردم و حتی فقهای دیگر،‌ واجب الاتباع و فصل‌الخطاب بوده و ضدیت با او، شرعاً و عقلاً ممنوع و محکوم است.

بند 67

حضرت امام خمینی1 عبد صالح و آیت بزرگ خدا،‌ تالی تلو انبیاء و ائمه:،‌ فانی در خدا و ذوب در خدمت به خلق خدا و شخصیت کم‌نظیر تاریخ بشریت است که با انقلاب الهی و مردمی خود، پایه‌های استکبار را به لرزه در‌آورد و منادی نجات مستضعفین عالم گردید. حیات و شخصیت او،‌ تجسم اسلام ناب محمدی6، تبلور انقلاب اسلامی و نقشه راه جمهوری اسلامی می‌باشد.

بند 68

حضرت امام خامنه‌اي، سلاله پاک حضرت رسول‌الله6، پیشوایی الهی، فقهیی در اوج تقوا و بصیرت، مصحلی حکیم و دوراندیش، مجاهدی ازخودگذشته و جانباز، شاعر و خطیبی توانا همراه با ذوق و گرایش‌های هنری اصیل می‌باشد، که وجودش را وقف اسلام و انقلاب نموده و همچون خورشیدی عالم‌تاب، نشانه بزرگی است از نور مطلق هستی. ایشان همه شرایط و مزایای مدیریت و رهبری را با روح عبادت و بندگی و اخلاص درهم آمیخته است. اطاعت از او، واجب و تخلف از اوامرش، تخلف از اوامر حضرت مهدی صاحب‌الزمان7 می‌باشد.

بند 69

تنها با بصیرت و صبر می‌توان پرچم اسلام را به دوش گرفت و علم انقلاب اسلامی را در اهتراز نگاه داشت.

بند 70

اهداف قیام الهی مردمی امت اسلامی در سال 1357، با گذر از مراحل پنج‌گانه انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، کشور اسلامی‌ و تمدن اسلامی،‌ تحقق نهایی خواهد یافت.

بند 71

تمدن، زندگی جمعی در ساختارها و سیستم‌های به‌هم‌پیوسته است و تمدن اسلامی براساس عدالت و عقلانیت، اخلاق و معنویت و عبودیت و تقرب الهی، تمدنی مشتمل بر نظام‌ها و ساختارهایی هماهنگ با شبکه هستی، مبتنی بر توحید و منجر به احساس حضور بی‌نهایت خداوند متعال می‌باشد.

بند 72

برای دستیابی به جامعه و دولت اسلامی،‌ باید مدل‌ها و سیستم‌های مورد نیاز در راستای اداره نظام اسلامی، ‌در همه ابعاد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی متحول شده و براساس مبانی و آموزه‌های اصیل دینی و فطرت پاک انسانی،‌ پایه‌گذاری شده و کارگزارانی در طراز جمهوری اسلامی متولی اجرای آنها گردند. کارگزارنی با شناخت عمیق اسلام، مسلح به نگرش‌ توحیدی و ایمانی، مقید به احکام اسلامی، متخلق به اخلاق اسلامی، صاحب تقوای فردی، جمعی و سیاسی، موفق در انجام وظایف خانوادگی، عالم و متخصص، مدیر و مدبر، با احساس حقیقی نوکری در مقابل مردم و نیز قاطع و نفوذناپذیر در مقابل متجاوزان و باج‌خواهان و ویژگان،  دارای روحیه اخلاص، جهاد و شهادت‌طلبی، شجاع و بصیر و دشمن‌شناس و مطیع محض ولی‌فقیه.

بند 73

انقلاب و نظام اسلامی به معنای حقیقی کلمه بر دوش مردم قرار دارد. به همین جهت مشارکت حداکثری و همه جانبه مردمی در حوزه‌های متکثر اجتماعی و رعایت حقوق آنان، اصلی اساسی در حکومت اسلامی است. حکومت اسلامی ابزاری است انحصاری برای تامین حقوق تکاملی مردم.

بند 74

مطالبه خدمت به خلق و عدالت و مبارزه با فقر و فساد و تبعیض، نیز جریان بخشیدن به ایمان و عبودیت الله در تمام ساختارها و لایه های جامعه، از مسئولین نظام اسلامی شرعاً و عقلاً لازم و مصداق بارز امر به معروف و نهی از منکر و از حقوق و تکالیف مردم و گروه‌های مردمی و  اسلامی می‌باشد.

بند 75

وحدت ملی، رمز پیروزی، بقاء، سلامت و تداوم انقلاب و وحدت اسلامی میان مسلمانان عالم، شرط ضروری برای پیروزی و پیشرفت است.

بند 76

ستیز با ظلم و سلطه با نفی ستم‌گری و ستم‌پذیری و سلطه‌گری و سلطه‌پذیری اصلی خدشه‌ناپذیر است. همواره باید یاور مظلوم بود و خصم ظالم، حتی در مقیاس جهانی.

بند 77

اسرائیل غده سرطانی با سرانجام نابودی حتمی، آمریکا شیطان بزرگ و اسیر صهونیسم خون‌آشام بین‌المللی و انگلیس روباه پیر و غارتگر کهنه‌کار و جملگی مظهر استکبار و با همراهی نوکرانشان، استعمار و استثمارکنندگان مستضعفان عالمند. غلبه مستعضعفان بر مستکبران وعده تخلف‌ناپذیر الهی است.

بند 78

مسئله فلسطین و قدس شریف، مسئله اسلام و کفر و حق و باطل و تنزل دادن مسئله از این سطح،‌ خیانت به اسلام و مسلمین می‌باشد. حمایت از فلسطین وظیفه‌ای عقلی، شرعی و ملی بوده و پیروزی نهایی و نابودی اسرائیل، که تنها از مسیر مقاومت اسلامی می‌گذرد؛ وعده حتمی الهی است؛ به شرط ایستادگی مومنانه و یاری رساندن به خداوند متعال. 

بند 79

بیداری اسلامی،‌ بازگشت به اسلام، محصول انقلاب و نویدبخش احیای تمدن عظیم اسلامی است. این حقیقت زنده و پویا، نظم و محاسبات استکباری نظام سلطه را به هم ریخته و معادلات جهانیِ مطلوب آنان را تغییر داده و با بازیافت هویت اسلامی مسلمانان جهان،‌ درنهایت با جبران عقب‌افتادگی‌های تحمیلی،‌‌‌‌ موجب نجات مسلمانان و مستضعفین عالم از چنگال فرعون‌های دوران خواهد شد .

بند 80

حوزه‌های علمیه، پایگاه مستحکم حفاظت همه جانبه از دین، کانون جوشان معرفت،‌ ایمان و عمل ناب اسلامی، محل هدایت فرهنگی و سیاسی جامعه اسلامی و نیز مادر انقلاب اسلامی و قوام اصلی نظام اسلامی می‌باشند. داعیه‌های جهانی انقلاب و نظام اسلامی تنها با پشتیبانی همه جانبه حوزه‌های علمیه تحقق‌یافتنی است.

بند 81

تحول حوزه‌های علمیه و اصلاح آن، در عین حفظ خمیرمایه‌های اصلی و کارآمدش،‌ برای پاسخ‌گویی به نیاز‌های پیچیده و بی‌شمار در حوزه‌های مختلف از جمله نیاز‌های حکومت‌ اسلامی و متناسب با رسالت جهانی‌اش، ضرورتی حتمی است.

بند 82

علمای متعهد اسلام، وارثان انبیاء‌ و مرزبانان اسلامند. قلم آنان افضل از خون شهداءست و پرچم‌داری شجاعانه و مدبرانه نهضت‌های مردمی و الهی در مبارزه با ستمگران و طاغوت‌ها، زهد و بی‌اعتنایی‌شان به دنیا، دلسوزی و خدمت صادقانه و خالصانه‌شان به توده‌های مردم، رمز محبوبیت خدشه‌ناپذیرشان بوده و خون سرخِ مظلومانه به زمین ریخته شده‌شان، مهر تاییدی بر ادعاها و مسلکشان می‌باشد. تئوری «اسلام منهای روحانیت» که در نظر یا عمل برخی تاثیر گذارده، تناقضی آشکار و توطئه‌ای بس خطرناک از سوی دشمنان قسم خورده اسلام می‌باشد. شکست روحانیت، شکست اسلام است.

بند 83

قم آ‌شیانه و پایگاه معارف اهل بیت:، ام‌القرای جهان اسلام، پایتخت فرهنگی تشیع، محل تولد و خاستگاه انقلاب، شهر علم و اجتهاد، جهاد و شهادت، قیام و بصیرت، اخلاق و معنویت است که همانند قلب فعال و متحرکی باید ایمان و معرفت و بصیرت را در پیکر امت اسلامی و جهانیان جاری سازد.

بند 84

جهاد و مبازره، حضور در میدان با تلاش بی‌وقفه، همراه با خطرپذیری و امید به آینده، فی سبیل الله و در مقابل دشمن، در عرصه‌های گوناگون زندگی می‌باشد. روحیه جهادی، کلید حل مشکلات فردی و اجتماعی و رمز پیشرفت و تعالی پرشتاب و پرسرعت است. شهادت با همه عظمتش، محصول جهاد و مبارزه است.

بند 85

مومن، مرد جهاد و مبارزه است. خستگی و سستی در قاموس او راه ندارد. تا شرک و کفر و نفاق هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، مومن در میدان است.

بند 86

دفاع مقدس ملت ایران، نمایشگر قله‌ ظرفیت‌های انسانی، اقیانوسی ژرف از تجلی ارزش‌های اسلامی و منبعی عظیم از ذخایر استخراج شده معارف اسلامی و مملو از مایه‌های بدیع و جذاب هنری است. معجزه پیروزی در این دوران، ناشی از معرفت و ایمان عمیق و عمل‌آفرین و تحول‌ساز و ثمره‌اش استمرار و تثبیت روح اسلام انقلابی و استحکام ریشه‌های انقلاب و نظام می‌باشد. جنگ تحمیلی، جنگ ایمان و کفر و حق و باطل بود که منجر به شکسته شدن ابهت دو ابر قدرت و طاغوت دوران شد و انقلاب را به جهان صادر کرد. شهداء مظهر و نماد این دوران به شمار می‌آیند.

بند 87

بسیج مدرسه عشق،‌ لشکر مخلص خدا، میقات پابرهنگان، معراج اندیشه پاک اسلامی، منشا خیرات عظیم، ذخیره پایان‌ناپذیر برای انقلاب و ارتشی بی‌رنگ، بی‌ادعا و همه‌گیر برای مبارزه و جهاد در همه عرصه‌ها است. این فرهنگ والا، برخاسته از حکمت الهی امام بوده و انقلاب، با داعیه‌هاي‌ بزرگ خود، بدان تکیه دارد. بسیج عمومی اسلام، باید به الگوی تمام مستضعفان جهان و ملت‌های مسلمان تبدیل شود. بسیج متن ملت و روحیه بسیجی حلال مشکلات می‌باشد. بسیجی یعنی علی7که همه وجودش وقف اسلام بود.

بند 88

شهادت هنر مردان خدا، اصطفای الهی، ورود به حریم خلوت رحمانی و بالاترین ارزشهاست که خداوند متعال، آن را به عنوان خلعت ذی‌قیمتی بر تن خاصان می‌پوشاند. شهادت‌طلبی در دعا، روحیه و عمل،‌ وظیفه‌ای حتمی، فرهنگی پیشرو و رمز پیروزی می‌باشد.

بند 89

شهداء حی حقیقی و شمع تاریخ‌اند که در ردیف انبیاء و اولیاء جای می‌گیرند. مشهد و مدفن آنان، مقدس و مطهر و مبارک و زیارت‌گاه اولیاء‌ و ملائکه الله بوده و زمان، به جز خون آنان، همه چیز را کهنه می‌کند. زنده نگه‌داشتن یاد شهداء کمتر از خود شهادت نیست.

بند 90

نماز جماعت، نهادی مردمی و الهی، میعادگاه روزانه مومنان در مسجد، چشمه جوشان پیوندهای مردمی و روابط فکری، معرفتی، عاطفی، ایمانی‌ و رفتاری، مظهر تعاون بر نیکی برای حل مشکلات فردی و اجتماعی و دستیابی به عبودیت الهی می‌باشد.

بند 91

نماز جمعه، نهادی مردمی و الهی، مرکز هدایت عمومی، پایگاه فراگیری معارف اسلامی، منبع تقوا افزایی و بصیرت‌زایی، سنگر عبادی و سیاسی، نماد پیوند مردم علیه دشمنان و حول محور الله، کانون وحدت و جلب مشارکت مردمی و مقر حفاظت از انقلاب اسلامی و حل مشکلات جامعه است.

بند 92

پدید آوردن هویتی به نام مسجد، در شمار پرمغزترین ابتکارهای اسلام است. خانه خدا و خانه مردم؛ خلوت انس با خدا و جلوت حشر با مردم. کانون ذکر و معراج معنوی و عرصه علم، جهاد و تدبیر دنیوی، جایگاه عبادت و پایگاه سیاست. مسجد سنگر و محل حرب با دشمنان درونی و بیرونی و مظهر آمیختگی دنیا و آخرت است. مسجد باید محوری‌ترین کانون و نهاد مردمی اجتماعی در جامعه اسلامی باشد.

بند 93

کودکی، دوران پایه‌گذاری شخصیت، نوجوانی دوران سرنوشت‌ساز انتقال از خردسالی به بزرگسالی و جوانی، جوهره انسان، پدیده‌ای استثنایی و هدیه‌ای الهی با قابلیت‌های فوق‌العاده برای تکامل و تعالی می‌باشد. کار همه جانبه به خصوص دینی، فرهنگی، تربیتی برای کودکان، نوجوانان و جوانان به ویژه به دلیل توطئه‌های پیچیده و خطرناک دشمنان، همواره در اولویت قرار دارد.

بند 94

مدرسه اسلامی، کانون تعلیم و تربیت اسلامی کودکان و نوجوانان در طراز انقلاب و نظام اسلامی و توانمند در انجام وظایف متعدد و ضروری در حوزه‌های مختلف فردی و زندگی پیچیده اجتماعی مطابق با معیارها و شاخص‌های اسلامی می‌باشد.

بند 95

در دانشگاه اسلامی،‌ علم با دین، تلاشگری با اخلاق، تضارب افکار با سعه صدر، تنوع رشته‌ها با وحدت هدف،‌ کارسیاسی با سلامت نفس، تعمق و ژرف‌نگری با سرعت عمل و در یک کلام دنیا با آخرت همراه است. چنین دانشگاهی موتور پیشرفت و تعالی جامعه اسلامی و تولیدکننده انسان‌هایی متعهد و متخصص برای ایفای مسئولیت‌های تاریخی و جهانی اسلام و انقلاب خواهد بود.

بند 96

تولید علم در تمامی حوزه‌ها ازجمله علوم اسلامی،‌ علوم انسانی، علوم پایه، علوم طبیعی و ... ، منشا اقتدار و عنصر میدانیِ محوری تحقق تمدن اسلامی و اهداف انقلاب بوده و از مسیر جهاد علمی و نهضت نرم‌افزاری می گذرد. برگزاری کرسی‌های نظریه‌پردازی و آزاد‌اندیشی گامی در این راستاست.

بند 97

علوم انسانی غربی به دلیل اتکا به جهان‌بینی مادی و فهم ناقص و علیل از آفرینش و انسان، ذاتاً مسموم و به دلیل تعارض ماهوی با برخی باورها و ارزش‌های اسلامی، دارای تبعاتی خسارت‌بار می‌باشد. تعصب و تقید به بت علوم انسانی غربی و ترجمه و تقلید از آن، علی‌رغم ظاهر فریبنده‌اش، امری غیرعلمی و ضدعلمی و متاسفانه از سوی برخی معمول است. اسلامی‌سازی علوم انسانی به معنای تولید آن، براساس جهان‌بینی الهی و فهم کامل و جامع اسلام از آفرینش و انسان بوده و تجدید بنای تمدن الهی و سعادت‌آفرین اسلام در گرو آن  است.

بند 98

تمدن غرب، علی‌رغم برخی دست‌آوردهای خوب و اخذکردنی، با نادیده انگاشتن مبدا و معاد، وحی، بُعد روحی انسان – که حقیقت او نیز هست – بر مبنای انسان‌محوری، حس‌گرایی، اصالت لذت و سود، سرمایه‌داری و پول‌سالاری، آزادی مادی و لیبرالیسم، مسابقه برای استفاده حداکثری از دنیا، قدرت‌طلبی و ... بنا شده و نتایج و ملزومات متناسب با آن را برای جوامع به بار آورده است. تمدن بشری غرب – که تنها خلود الی الارض است - منکر بزرگ دوران بوده و نهی برنامه‌ریزی‌شده، سازمان‌یافته و متناسب با پیچیدگی‌های آن، از بزرگترین مصادیق نهی از منکر می‌باشد.

بند 99

توسعه غربی، ساختار و محتوایی متناسب با مبانی غرب داشته و تمدن و زندگی غربی را گسترش می‌دهد. از این رو دستیابی به الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و تعالی که با مختصاتی ویژه تامین کننده مبانی اسلامی و تحقق بخشنده به اهداف دینی و زندگی ایمانی و اسلامی می‌باشد، ضروری است.

بند 100

روشن‌فکری در کشور ما بیمار متولد شد؛ ضددین، ضدارزش‌های بومی، غربگرا و وابسته به بیگانه. حقیقت روشن‌فکری توجه به آینده، نگاه نو و مبتکرانه همراه با اصلاح هوشمندانه،‌ دردمندانه و دلسوزانه حتی در مسائل دینی و اسلامی می‌باشد. روشن‌فکریِ در حال بهبود در دامانِ پُرمهر انقلاب اسلامی، درمعرض خطر ارتجاع و بازگشت به دوران آفت‌زدگی‌اش قرار دارد و نجات آن، رسالتی خطیر بر دوش نخبگان، خواص و جوانان جامعه اسلامی است.

بند 101

تجدد،‌ ساختارشکنی و پشت کردن به ارزش‌های ثابت، ‌حقیقی و بومی نیست،‌ بلکه باز کردن میدان‌های تازه، پیشرو بودن و پرکردن خلاها در چهارچوب ارزش‌های اسلامی می‌باشد.

ماده 102

تولی و دوستیِ‌ خدا، دوستان خدا، اعمال ارزشی؛‌ و تبری و دشمنیِ با دشمنان خدا‌ و اعمال ضدارزشی از بزرگترین تکالیف دینی و اجتماعی و عصاره اسلام می‌باشد.

بند 103

امر به معروف و نهی از منکر توصیه کم‌نظیر و تکان‌دهنده قرآن و سنت، یکی از شیرین‌ترین، نوترین و کارآمدترین شیوه‌های تعامل اجتماعی، ضامن حفظ دستگاه ارزش‌گذاری جامعه اسلامی، به کارگیری مشارکت همگانی در هدایت ارزشی جامعه، موجب رشد و صلاح و کمال اجتماع و عامل طراوت، تازگي،‌ شادابی و جوانی جامعه اسلامی می‌باشد. قوام حکومت اسلامی به این اصل بوده و عمل به آن، تضمین کننده حکومت صالحان و به فراموشی سپردن آن، زمینه ساز سلطه اشرار و نابکاران است.

بند 104

آزادی یک نعمت الهی و ارزش اسلامی بوده و دین بزرگترین پیام‌آور آن می‌باشد. آزادی معنوی، حقیقت آزادی و آزادی اجتماعی، حق انسان، جزو فطرت آدمی، عامل شکوفایی ذخایر و گوهرهای نهفته در درون انسان و بسترساز رشد و تکامل او می‌باشد. آزادی در اسلام، محدود به حقیقت،‌ عقلانیت و فضیلت بوده و حرکت علیه آن، حرکت علیه یک پدیده ارزشی و دینی به شمار می‌رود. آزادی در غرب، آزادی از خدا و حقیقت، ارزش‌های اخلاقی و معنوی و تکلیف بوده و به عنوان ابزاری برای استعمار و استثمار نرم و نامحسوس ملت‌ها از سوی مستکبرین به کار گرفته می‌شود.

بند 105

حقوق بشر غربی – که البته در عمل تبدیل به ابزاری برای تامین منافع نامشروعِ قدرت‌های سیاسی شده – با خنثی‌سازی بسترهای تکاملی در اجتماع و حکومت، به دنبال تامین حداقلی از لذت‌های مادی برای بشر در سایه هم‌زیستی مسالمت‌آمیز است. در مقابل، حقوق بشر اسلامی برای تامین حداقل‌های تکاملی برای آحادِ بشر، در همه جوامع شکل گرفته است. با رعایت حقوق بشر غربی، احتمالاً افراد از تعرض و تجاوزِ حکومت‌های جائر ایمن و از لذت‌های مادی بهره‌مند می‌شوند. اما با رعایت حقوق بشر اسلامی، ضمن تامین آن، حداقل‌های لازم برای سیر تکاملی بشر نیز فراهم می‌گردد.

بند 106

پیشرفت اسلام در گروِ تبلیغ بوده و تبلیغ که رساندن حقایق به ذهن و دل مردم است، اشرف فنون و از مهمترین ارکان اجتماعی زندگی دینی و ایمانی می‌باشد.

بند 107

هیچ تبلیغی برای اسلام به اندازه ساختن یک جامعه کوچک نمونه اسلامی، نمی‌تواند نافذ، موثر و پربرد باشد.

بند 108

جهان بشریت خسته از ایسم‌ها و مکتب‌های شرقی و غربی و دست‌ساخته‌بشر، و نیز ادیان تحریف شده، تشنه اسلام ناب محمدی و در انتظار نوشیدن شربت گوارای زندگی ایمانی و اسلامی است. این مهم در گرو تبلغ هوشمند،‌ همه جانبه و کارآمد است.

بند 109

جان‌مایه تبلیغ، ملموس کردن برتری نگرش‌ها، احکام و ارزش‌های اسلامی می‌باشد.

بند 110

طرح «زندگی ایمانی زندگی برتر»، «کارگاه‌های آموزش نظام‌مند و کاربردی دوره معارف اسلامی»، از مهمترین نیاز‌های بی‌پاسخ مانده و ضروری‌ترین اقدامات انجام‌نشده در تبلیغ دین و زندگی اسلامی می‌باشد.

بند 111

تبلیغ باید با سیاست‌گزاری‌های کلان‌نگرانه و با برنامه‌ریزی‌های آینده‌نگرانه و نیز اتکا به کار علمی و کارشناسانه و مهارت‌های متناسب،‌ جریان‌ساز و گفتمان‌ساز بوده، توان خلق آینده را داشته باشد.

بند 112

بعثت و جوشش درونی مردم برای تبلیغ دین‌ و تاسیس تشکل‌های مردمی در ترویج زندگی ایمانی و اسلامی ضروری است.

بند 113

کار تشکیلاتی و سازمان‌یافته و نیز تشکیل شبکه اجتماعی مومنان، به حکم قرآن و عترت از ضروریات تبلیغ به ویژه در دوران معاصر است. عملکردهای جزیره‌ای و انقطاع مومنان در تبلیغ دین و دفاع فرهنگی، موجب آسیب‌های فراوان می‌گردد.

بند 114

کار تشکیلاتی باید آهنگ عبادت و رنگ اخلاص داشته باشد.

بند 115

زندگی گروهی و کار تشکیلاتی در گرو وحدت اعضا و تبدیل آنان به پیکر واحد و این امر در گروِ ایجاد گفتمان مشترک معرفتی، علایق، انگیزه‌ها و ایمان مشابه‌ و عمل و رفتار هماهنگ می باشد.

بند 116

تبلیغ هم باید به تکثیر افراد در جبهه اسلام و انقلاب بپردازد، هم به تشدید معرفت، ایمان و عمل صالحِ افراد حاضر در این جبهه.

بند 117

بهره‌گیری از همه ابزارهای موجود، ممکن و مشروعِ فرهنگی و هنری و ...، برای تبلیغ دین لازم است.

بند 118

فرهنگ روحی برای کالبد جامعه،‌ مایه اصلی هویت ملت‌ها، زیربنای تحولات اجتماعی و محور اصلی تعالی می‌باشد.

بند 119

فرهنگ طرز زندگی و مجموعه باورها و ارزش‌های هر جامعه‌ای است. فرهنگ با شکل‌دهی به ذهنیت‌های حاکم بر وجود انسان رفتارهای او را به سمت جهتی خاص هدایت نموده، تغییر داده، تند یا کند می‌نماید.

بند 120

فرهنگ پدیده‌ای مرزناشناس، سیال، پویا، متحول، پیچیده و ظریف بوده؛ و مدیریت و مهندسی آن، با وجود سختی، ضروری می‌باشد. غفلت از فرهنگ خسارت‌بار و بنیان‌کن می‌باشد.

بند 121

ارتباط و تبادل فرهنگی عبارت است از گزینش و جذب بهترین عناصر و اخذ برجستگی‌ها و زبده‌گزینی از فرهنگ دیگر. تبادل فرهنگی عقلاً و شرعاً لازم بوده؛ موجب ارتقاء‌ فرهنگی می‌گردد.

بند 122

تهاجم و شبیخون فرهنگی تحمیل همه عناصر فرهنگی و تسخیر ملت‌ها از طریق تزریق و تحمیل فرهنگ بیگانه می‌باشد. غفلت از تهاجم فرهنگی و جنگ نرمِ غرب و استکبار جهانی، که یک جنگ حقیقی،  سازمان‌یافته و تمام‌عیار است؛ موجب انحطاط فرهنگی شده و شکست قطعی را در پی می‌آورد.

بند 123

غرب با تهاجم فرهنگی و جنگ نرم درصدد فساد انسان و تهی کردن نسل‌های بشریت از فضایل و دمیدن روح تباهی در وجود آنان است.

بند 124

عناصر فرهنگ اسلامی با سه مقوله عقلانیت،‌ کارآمدی و برتری، اشراب شده‌اند و تنها راه جهان‌شمول دعوت مردم به اسلام و زمینه‌سازی برای ظهور آخرین منجي، ملموس کردن برتری فرهنگ اسلامی بر سایر فرهنگ‌هاست.

بند 125

پیشروی فرهنگ اسلامی در گرو کار فرهنگی عالمانه، مدبرانه، حلیمانه، حکیمانه، کارشناسانه و نیز روحیه جهاد، ازخودگذشتگی و اخلاص می‌باشد.

بند 126

هسته مرکزی انقلاب اسلامی،‌ فرهنگ و هدف اصلی آن انقلاب فرهنگی می‌باشد.

بند 127

فرهنگ انقلاب اسلامی، با هدف گرفتن عقبه تئوریک تمدن غرب و متزلزل نمودن پایه‌های آن، زندگی و مدنیت غربی را با بحران مشروعیت مواجه ساخته و هستی آن را به مخاطره انداخته است. همین امر علت تهاجم همه‌جانبه و عظیم فرهنگی غرب علیه انقلاب اسلامی و اسلام ناب است.

بند 128

جوامع اسلامی از بیماری‌های تحمیلی و تاریخیِ فرهنگی ناشی از استعمار و استبداد توسط فرعون‌ها و مستکبران، و نیز غفلت از فرهنگ پیشروی اسلام، رنج می‌برند. درمان این بیماری‌ها و جبران عقب‌ماندگی‌های فرهنگی در گرو قیام و انقلاب زیر سایه فرهنگ اسلامی می‌باشد.

بند 129

خدمت رسانی دینی و فرهنگی مستقیم با رسیدگی ویژه و تربیت مخاطبان خاص، خدمت‌رسانی دینی و فرهنگی نیمه‌مستقیم با تکثیر و تقویت برنامه‌ها و ارتباطات فرهنگی و گردش فعالان فرهنگی برای مخاطبان  عام، و خدمت‌رسانی دینی و فرهنگی غیرمستقیم با تولید و توزیع محصولات هنری و فرهنگی، سه ضلع مثلث کار فرهنگی را تشکیل می‌دهند. حضور و فعالیت در حوزه‌های سه‌گانه فوق، ضروری است.

بند 130

کار فرهنگی در شرایط عادی، لازم؛ در شرایط جهاد فرهنگی،‌ واجب و ضروری و در شرایط دفاع فرهنگی، حیاتی می‌باشد.

بند 131

کار فرهنگی عبارت است از جذاب‌سازی و غنی‌سازی نمادها. فرهنگ با کار فرهنگی‌ای که تنها لباس فرهنگی داشته و کاری تشریفاتی و ویترینی باشد، به پیش نمی‌رود.

بند 132

کار فرهنگی دارای قدرت استتار، نرمی و نامحسوس بوده و تاثیرش قطعی و صددرصد و سودش حتمی است.

بند 133

هنر گوهری مقدس و گرانبها و موهبتی الهی است و قرار دادن آن در خدمت شهوت، خشونت، ابتذال و استحاله هویت انسانی و نیز در خدمت استکبار و استثمار و نظام سلطه خیانتی بس بزرگ. هنر متعهد، اخلاق‌مدار و مسئولیت‌پذیر است که می‌تواند با بیان حقیقت به زبان هنر و تبدیل‌ آن به محصول هنری،‌‌ گنج‌های نهفته در وجود انسان را استخراج نموده و در خدمت انسانیت و تعالی و تکامل او قرار دهد.

بند 134

هنر دینی به معنای قشری‌گری، تحجرگرایی و تظاهر ریا‌کارانه نیست؛ بلکه انعکاس‌دهنده و تجسم‌بخشنده به آرمان‌های دینی و تبدیل روح ارزش‌‌های اسلامی به جسم ظریف و لطیف هنری است، حتی اگر نامی از دین،‌ یا واژگان دینی یا نمادهای دینی در آن نباشد. هنر بهترین وسیله برای انعکاس مفاهیم اسلامی بوده و قرآن در اوج هنرمندی است.

بند 135

انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، سرشار از زیبائی‌ها و مایه‌های بکر و بدیع و کم‌نظیر و بی‌نظیر هنری بوده و مسئولیت نمایش و انعکاس آن بر عهده هنرمندان منصف و آزاده است.

بند 136

هنر مقدس‌تر و متعالی‌تر از آن است که در خدمت منافع پست سیاست‌مداران قرار گیرد، اما دفاع از حقیقت و فضیلت و ارزش‌های انسانی و اسلامی در مقابل قدرت‌طلبانِ سیاست‌باز و سلطه‌جویان هزار چهره و به اسارت در آورندگان هنر برای تامین منافع حقیرشان،‌ رسالتی سنگین بر دوش هنرمندان حقیقی و با هویت است.

بند 137

تولید محصولات هنری متعالی و تعالی‌بخش با استفاده از ابزارهای روزآمد، در همه زمینه‌های هنری وظیفه‌ای بی‌بدیل بر دوش مجاهدان فرهنگی است.

بند 138

سیاست عبارت است از تدبیر و اداره جامعه. رویکرد اسلام به سیاست،‌ فرهنگی، دینی و اخلاقی است به همین دلیل، رعایت تقوای سیاسی و اقامه آن ضروری، و سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ماست.

بند 139

سیاست غربی و غیراسلامی، با دروغ و فریب، در خدمتِ صاحبان زر و زور و تزویر قرار داشته و به عنوان ابزاری برای کسب قدرت و ثروت و سلطه‌جویی علیه توده‌های مردم و منافع و مصالح آنان به کار گرفته می‌شود. اما سیاست اسلامی عجین شده با ایمان اسلامی و محدود به مرزهای اخلاق اسلامی، ابزاری به ودیعه نهاده شده از سوی خداوندمتعال در دست صالحان و پاکان و نیکان برای خدمت حقیقی به مردم و تامین تکامل و تعالی فرد و جامعه می‌باشد.

بند 140

تحزب به معنای منازعه برای کسب قدرت، ممنوع و به معنای مسابقه برای خدمت، جایز بلکه لازم است. حزب در نظام اسلامی به معنای کانال‌کشی برای هدایت دینی، عقیدتی، فکری و سیاسی به سمت اهداف و آرمان‌های اسلامی بوده و حزب به معنای باشگاه‌هایی برای کسب قدرت؛ و نزاع و کشمش جهت  سهم‌خواهی از حکومت و دولت، ممنوع و بلاوجه است.

بند 141

قدرت تنها در بند ولایت مهار شده و در خدمت منافع حقیقی و تکاملی بشریت قرار می‌گیرد. قدرت آزاد از ولایت در هر شکلی که باشد، در نهایت علیه مردم و در خدمت منافع متجاوزان و سلطه‌طلبان بوده و فساد به بار می‌آورد. بنابراین قدرت ذاتاً فسادآور نیست.

بند 142

مشروعیت حکومت و قدرت، آسمانی و ناشی از اراده تشریعی الهی و تحقق عینی‌اش زمینی و درگروِ مقبولیت مردمی و عمومی می‌باشد.

 

 

 

Scroll to Top